موسیقی درمانی

  موسیقی درمانی

• ترجمه : شمین ابوحسینی طبری

 

  فلسفه موسیقی درمانی

  موسیقی درمانی از سال 1982 از سوی سازمان بهداشت و درمان ملی انگلستان به عنوان تخصصی وابسته به رشته پزشکی تعیین شد و درسال 1999 ب ه عنوان حرفه ای تثبیت شده در انگلستان به رسمیت شناخته شد.

  موسیقی درمانی در بیش از50 کشور دیگر به عنوان یک حرفه و تخصص به ثبت رسیده است و فدراسیون جهانی موسیقی درمانی نیز با اهداف معرفی مفهوم کاربرد و رشد، تکامل و گسترش موسیقی درمانی و در خدمت کانون جهانی سلامت روان بنیان نهاده شده است.

  تاکنون نام بیش از 200 موسیقی درمانگر حرفه ای به ثبت رسیده است. بسیاری از آنها درخدمت خدمات درمانی دولتی، آموزش و پرورش و خدمات اجتماعی مشغول به کار هستند و بقیه نیز به طور مستقل کار می کنند .

  حضور مراکز موسیقی درمانی در کانون پرورشی کودکان، مراکز تحصیلات متوسطه و آموزش عالی کاملا جا افتاده است. به علاوه برخی از سازمانهای خیریه نیز به ارائه خدمات موسیقی درمانی می پردازند، از جمله مراکز موسیقی درمانی نوردوف رابینز و موزیک اسپیس.

  انجمن موسیقی درمانگر های حرفه ای ( APMT ) ، از جمله دیگر سازمان های مفیدی است که ارتباط بیمار را با یک موسیقی درمانگر که در منطقه جغرافیایی او زندگی می کند بر قرار می کند تا بیمار از توجه و مراقبت موسیقی درمانگر برخوردار شود .

 

  تئوری و فلسفه موسیقی درمانی چیست؟

  بنیاد این درمان بر مبنای آگاهی از این نکته است که همه افراد در نهاد خود نسبت به موسیقی عکس العمل نشان می دهند و این فطرت علی رغم نقص فیزیکی، ادراکی و احساسی در درون افراد باقی می ماند و همان است که می تواند برقراری ارتباط بین بیمار و درمانگر را محقق کند .

  موسیقی درمانگر با اشاره به ریتمی که نبض انسان می زند، ملودی کلام و نیز نوبت گیری در هنگام صحبت کردن و نیز تعامل صوتی بین مادر و جنین، آواهای موسیقایی را بنیاد شخصیت انسان می داند .

  روبارتز در سال 1998 در صفحه 176 کتاب خود " موسیقی درمانی برای کودکان... " این پدیده را به عنوان میراثی موسیقایی و ارکسترراسیونی شرح می دهد که خود تنظیم و خود سازمان یافته است .

  از آنجائی که موسیقی با وجود ما دارای آمیختگی زیادی است، هنگام تلاش برای آزاد سازی محدودیت ها، مقاومت ها و تدافعات موسیقایی اشخاص، باید به ساختن اجزایی از موسیقی که متناسب با ساختار و توانایی جوهر موسیقایی فرد ـ که در درونشان رابطه ای بداهه نیز وجود داشته باشد ـ پرداخت .

  همزمان باید تلاش کرد که از جنبه های دیگر ادراکی، فیزیکی، احساسی و عصبی فرد برای درمان کمک گرفت.

 

  موسیقی درمانی متفاوت از تدریس موسیقی

  این مطلب حائز اهمیت است که تاکید کنیم روی تفاوت بین موسیقی درمانی و تدریس موسیقی. در مضمون و مفاد درمانی، نواختن یک ساز به بیمار آموزش داده نمی شود و مادامیکه او امکان اکتساب مهارتهای موسیقایی در جلسات درمانی را پیدا کند، یادگیری موسیقی یک اثر ثانویه درمان می باشد و نباید آن را هدف اصلی قلمداد کرد .

  جلسات موسیقی درمانی معمولا هفته ای یک بار برگزار می شوند. تعداد جلسات و طول مدت درمان معمولا با پیشرفت در جور شدن نیازهای ویژه و شرایط محیطی بیمار تطابق دارد .

 

  موسیقی درمانی به چه شکل و روشی صورت می گیرد؟

  روش های مختلفی برای استفاده از موسیقی درمانی وجود دارند ولی اکثرا" براساس بداهه نوازی های فی البدائه می باشند.

  موسیقی درمانگر از سازهای پرکاشن یا سازهای مدور [مثل انواع طبل ها، دایره ها، تیمپانی و ... ] و یا از صدای خودش استفاده می کند، تا پاسخی خلاقانه به اصوات تولید شده توسط بیمارش بدهد و بیمار را برای خلق کردن زبان موسیقی خودش، تشویق کند. سازها بر اساس اینکه کدام یک برای بیمار ترس آور نخواهند بود، انتخاب می شوند .

  آوازهای ساده، قطعات یا سبک های موسیقی می توانند به عنوان عنصری درمانگر در جلسات درمانی استفاده شوند اما این ها می بایست با انعطاف در هر لحظه و با توجه به اینکه کدام یک از آنها با حالات و نیازهای بالینی و تکاملی بیمار تطابق دارد، انتخاب گردد .

  در حقیقت موسیقی به عنوان یک درمان نیازی به درگیر شدن با روش های سنتی یا حتی استفاده از کلمات ندارد .   موسیقی درمانگر می تواند به گریه ها ، جیغ ها و حرکات بدن بیمار پاسخ دهد. چرا که تمام این ها دارای ریتم و نوسان هستند و مستعد سازماندهی در روابط و مناسبات موسیقایی می باشند .  

دفعات مشاهده: 5072 بار   |   دفعات چاپ: 2154 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 372 بار   |   0 نظر



کد امنیتی را در کادر بنویسید    

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb