استاد جبار باغچه بان

  استاد جبار باغچه بان

   •  منبع : http://www.baghcheban.deafiran.com

  میرزا جبار عسگر زاده به سال 1264 شمسی در شهر ایروان پایتخت کنونی جمهوری ارمنستان به دنیا آمد و جدش از مردم تبریز بود. او فعالیت مطبوعاتی شامل همکاری با روزنامه های قفقاز از جمله ملانصرالدین و انتشار مجله فکاهی لک لک را داشت و با شدت گرفتن کشمکشهای قومی و دینی در ایروان ناشی از انقلاب روسیه به ناچار به همراه همسرش- صفیه میر بابائی – در سال 1298 شمسی به ایران کوچ کرد و از راه جلفا وارد شهر مرند شد و در آن وقت بیش از سی و چهار سال نداشت. جبار در مرند به شغل آموزگاری در مدرسه دولتی احمدیه مشغول شد و بر اثر کوششهای بی دریغ اش در تعلیم و تربیت و بهداشت شاگردان مورد توجه مدیر کل فرهنگ آذربایجان قرار گرفت و امکان انتقال جبار به شهرتبریزدر اواخر اردیبهشت سال 1299 شمسی فراهم شد. در این زمان جبار چون شیوه تدریس الفبای فارسی را نارسا دید روش تازه ای برای تدریس آن به کار برد که موفقیت زیادی همراه داشت .

 

  جبار ضمن تالیف اولین کتابش برنامه کار آموزگار(1302) به نوشتن کتاب الفبای آسان (1303) پرداخت که اولین کتاب الفبا آموز خودش محسوب می شود. در این کتاب برای اولین بار روش جدیدی مطرح شد که آن را روش ترکیبی یا روش آمیخته باغچه بان می گویند. این شیوه نه همانند شیوه کلی است که در مکتب خانه ها و مدارس قدیم ایران به کار گرفته می شود و نه مثل شیوه تحلیلی است که در مدارس جدید آن روزگار به کار می رفت. در شیوه باغچه بان ابتدا کل کلمه را که کلمه کلید نامیده می شود به کودک نشان می دهند و سپس در قالب آن حروف جدید را به کودک می آموزند یعنی کل و جزئ کلمه به طور همزمان تعلیم داده می شود. بنابر این هم در تهیه مواد آموزشی و هم در تدریس محوریت خاصی در کتاب اول ابتدایی دارد .

 

  جبار با نوشتن کتابهای دیگر همچون بازیچه الفبا (1311) و دستور تعلیم الفبا (1314) و الفبای سربازان (1323) و الفبای خود آموز برای سالمندان (1326) و اسرار تعلیم و تربیت یا اصول تعلیم الفبا (1327) روش ترکیبی را به تکامل رساند بنابر این علیرغم گذشت این همه سال به عنوان مترقی ترین روش آموزشی همچنان در مدارس ایران مورد استفاده قرار می گیرد .

 

  جبار که همیشه از مشاهده هر گونه نو آوری در آموزش کودکان استقبال می کرد به دنبال بازدید از کودکستان خانزادیان که متعلق به ارامنه تبریز بود و در سال 1297 شمسی تاسیس گردید و با تشویق مدیر کل فرهنگ آذربایجان اولین کودکستان تحت پوشش وزارت معارف باغچه اطفال را در مقصودیه کوچه انجمن در 23 اردیبهشت 1303 شمسی راه اندازی کرد و کلمه باغچه بان را به عنوان نام خانوادگی خویش برگزید و به جبار باغچه بان معروف شد .

 

  در آن زمان کودکستان در ایران مفهوم غریب و ناشناخته ای داشت چون هیچگونه وسایل تربیتی برای کودکان از قبیل کارهای دستی و بازی و نمایشنامه و سرود و شعر و قصه و غیره وجود نداشت. جبار به ابتکار خود اینگونه وسایل را با دست و فکر و قلم خود تهیه می کرد و با استفاده از قصه های عامیانه که از بچگی به یاد داشت برای بچه ها نمایشنامه و شعر می سرود و چیستان می ساخت و دکوراسیون صحنه های نمایش بچه ها را نیز ترتیب می داد. لذا کارش در کودکستان با وجود مشکلات و مخالفتهای زیاد بالاخره به صورت موفقیت آمیز پیش رفت و مورد استقبال والدین کودکان قرار گرفت و بایست جبار باغچه بان را از پیشگامان ادبیات کودکان ایران دانست .

 

  با این حال باغچه بان چون از کار آسان روی گردان بود و همواره به دنبال موقعیتی می گشت تا توانایی و استعداد نهفته خود را در زمینه های تازه و دشوار بیازماید. لذا ورود باغچه بان به صحنه آموزش ناشنوایان به طور اتفاقی و بدون یک برنامه از قبل تعیین شده صورت گرفت .

 

  استاد جبار باغچه بان در آموزش ناشنوایان

  جباردر سال 1303 شمسی تابلوی کوچک را با اعلانی بدین مضمون در درب کودکستان زد: " در باغچه اطفال کلاسی برای تعلیم نوشتن و خواندن و حرف زدن به بچه های کرولال گشایش یافت و هر طفل کرو لالی می تواند به طور مجانی در این کلاس تحصیل کند. از ساعت چهار تا نه بعد از ظهر برای اسم نویسی به دفتر باغچه اطفال مراجعه کنید "

 

  صدای این اعلان مانند انفجار بمبی توجه عموم دانشمندان و فرهنگیان تبریز را به خود جلب کرد و جنجالی بر پا ساخت. تقریبا همان بلایی که در آغاز دعوی نبوت به سر هر پیغمبری آمده بود به سر جبار نیز آمد. خوشبختانه ثبات قدم باغچه بان بی نتیجه نماند چون دو روز بعد از اعلام اعلان دو فرزند آقای قزوینی و لطفعلی رعدی آذزخشی که کرولال مادر زاد بودند اسم نویسی کردند. پس از شش ماه در باغچه اطفال جشنی برای امتحان این سه کودک کرو لال برپا شد. در این جشن تمام فرهنگیان و دانشمندان تبریز و علمای خارجی و اعضای کنسولگری ها حضور داشتند و در حیاط بزرگ باغجه اطفال که محل نطق محمد خیابانی بود جایی برای گذاشتن یک صندلی دیگر باقی نمانده بود و علاوه بر دیوارهای حیاط درختان خانه های همجوار هم آدم بار آورده بودند. خلاصه امتحان شروع شد بچه ها برای مردم درس خواندند و در تخته سیاه دیکته نوشتند. لذا تقدیرها و تمجیدها از زمین می جوشید و از آسمان می بارید. مردم از دست زدن و هورا کشیدن سیر نمی شدند. به این ترتیب آموزش و پرورش ناشنوایان در ایران آغاز گردید البته با دشواری زیاد. باغچه بان بعد از موفقیت در تعلیم به سه کودک کرو لال در تبریز به فکر تالیف کتاب الفبای دستی مخصوص ناشنوایان در سال 1303 شمسی افتاد. اهمیت کارش در این است که با اینکه در زمینه تعلیم و تربیت کودکان ناشنوا هیچ تجربه ای نداشته و هیچ گونه دوره ای را طی نکرده بود بعد از اندیشه و تلاش زیاد موفق به کشف اسرار صداهای زبان شد و آن را به دو گروه صداهای تنفسی و حنجره ای و هریک از آنها را به دو دسته صداهای امتداد پذیر و غیر امتداد پذیر تقسیم کرد. این کشف معمای تعلیم و اصلاح تعلیم و اصلاح تلفظ کودکان کرو لال را برای باغچه بان حل کرد.او برای اینکه صدا را برای طفل کر محسوس کند از حواس بینایی و لامسه اش مدد گرفت و الفبای دستی باغچه بان را اختراع کرد که تلفظ هر حرف را با شکل انگشتان و محل گذاشتن دست بر سینه و یا نگاهداشتن آن در مقابل دهان نشان می دهد و به خاطر تاکید زیاد بر روی تلفظ و لبخوانی به الفبای گویای باغچه بان شهرت یافت و با چاپ در کتاب الفبای گویا به سال 1329 شمسی به تکامل رسید .

 

  باغچه بان در اواخر سال 1306 شمسی به طور موقت از تعلیم به کرو لالهای تبریز دست کشید و به شیراز رفت و در اولین کودکستان شیراز واقع در خیابان دو میل شروع به فعالیت کرد که از پربارترین دوره های زندگی اش محسوب می شود و کتابش تحت عنوان زندگی کودکان که شامل اشعار و سرودهای کودکانه و چیستانها می باشد به سال 1308 شمسی در شیراز چاپ شد که به عنوان نخستین کتاب غیر درسی کودکان ایرانی در تاریخ ادبیات کودکان ایران شناخته شد. او در کودکستان شیراز هفت نمایشنامه مخصوص کودکان تحت عنوان پیر و ترب / گرگ و چوپان / خانم خزوک / مجادله دو پری / شیر و باغبان / شنگول و منگول / آتشدان زرتشت را نوشت که نخستین ادبیات نمایشی کودکان ایران به شمار می آید. در این دوره کتاب بازیچه دانش به سال 1311 شمسی تالیف شد که شامل طرح چند نوع بازیچه برای پرورش قوای فکری و تقویت حافظه کودکان می باشد. باغچه بان چون همواره به فکر مسئله تعلیم به کرو لالها بود در سال 1311 شمسی که به تهران آمد به دنبال تاسیس دبستان مخصوص کرولالها رفت .

 

  استاد جبار باغچه بان در تهران

  باغچه بان با تشویق دوست خویش دکتر بهره مند در روزنامه اطلاعات آذرماه 1311 شمسی اعلانی به شرح زیر داد :

  " مقتضی است کسانی که دارای اطفال کرولال هستند و مایلند اطفالشان در مدت کمی نوشتن و خواندن و حرف زدن آموخته و از فقر و بدبختی که آتیه ایشان را تهدید می کند نجات یابند. از این تاریخ عصرها از ساعت 3 الی 6 بعد از ظهر برای ثبت نام به آدرس ذیل مراجعه فرمایند. اطفالی که از نقاط دور دست از قبیل ولایات و ایالات فرستاده می شوند با شرایط خصوصی به طور شبانه روزی پذیرایی خواهند شد. بدیهی است آقایان مراجعه کنندگان در مراجعه به این موسسه تسریع خواهند فرمود زیرا وقتی که عده اطفال به حد کافی رسید طفل دیگری قبول نخواهد شد. نشانی : تهران خیابان ناصر خسرو مطب دکتر هوشمند . "

  سوفیا لبنان و ادیک بارسقیان از اولین شاگردان بودند که اسم نویسی کردند و تا آخر سال سه چهار نفر همچون رضا قلی شهیدی هم به تعداد شاگردان جبار باغچه بان اضافه شد . پس از هشت ماه تدریس در خانه پدر سوفیا لبنان جشن امتحانی برای شاگردان ناشنوا فراهم شد و آقای وزیر از مشاهده درس و نتیجه امتحان بچه های کرولال بسیار متعجب شدند و مقرر نمودند از همان تاریخ ماهانه به دبستان اعانه داده شود لذا کار باغچه بان رو به بهبودی رفت و او توانست امتیاز دبستان کرولالهای باغچه بان را در آغاز سال 1313 شمسی بگیرد و سپس دستگاهی تحت عنوان تلفن گنگ یا گوشی استخوانی را اختراع کند که کرولالها با گرفتن میله آن به دندان می توانند از طریق استخوان فک صورت ارتعاشات صوتی را دریابند و بشنوند . این دستگاه جالب در 18 فروردین همان سال تحت شماره 118 در اداره ثبت شرکتها و علائم تجارتی و اختراعات ثبت گردیده است .

 

  در آخر سال دهم فعالیت دبستان کرولالهای باغچه بان ( 1322 شمسی ) تعداد شاگردان ناشنوا به سی نفر رسید لذا در این وضع کار باغچه بان بسیار سنگین و توان فرسا بود که شاید در دنیا کم سابقه باشد. سرانجام او به فکر افتاد که جمعیتی برای حمایت کودکان کرولال را تاسیس کند تا ضمن ایجاد مرجع و ملجا کودکان کرولال فقیر بودجه ای برای تربیت معلمان مورد نیاز فراهم نماید. بدینوسیله اساسنامه جمعیت حمایت کودکان کرولال در سال 1323 شمسی به ثبت رسید .

 

  شوق روزنامه نگاری همواره در باغچه بان زنده بود تا اینکه بعد از اخذ موافقت نامه وزارت فرهنگ به تاریخ 14/12/1322 شمسی بار دیگر قلم در دست گرفت و به نشر اولین شماره مجله زبان در اول بهمن 1323 شمسی پرداخت. او به درستی اعتقاد داشت که پایداری و استقلال شئون یک ملت بسته به چگونگی فرهنگ اوست و تا فرهنگ اصلاح نشود امور کشور اصلاح نخواهد شد و این مهم فقط از عهده معلمان بر می آید و بس. این نکته با توجه به آن روزگار بی سابقه بود .

 

  مجله مذکور بعد از نشر 16 شماره در اردیبهشت 1326 شمسی متوقف شد و باغچه بان به خاطر درگیری با مسائل روز افزون مربوط به کرولالها دنبال آن کار نرفت. او همیشه دوست داشت از هر راهی که به نظر می آمد به ناشنوایان هویت و شخصیت مستقلی ببخشد و بدین منظور گروهی از فارغ التحصیلان کرولال را دعوت کرد و به آنان پیشنهاد داد تا کانونی که تمام اعضا و نیز هئیت مدیره آن کرولال باشند تاسیس شود. بنابراین کانون کرولالها به سرپرستی رضا قلی شهیدی در سال 1327 شمسی شروع به کار شد اما به دلیل نداشتن محل دائمی و درآمد بعد از دو سه سال متوقف شد. سپس اساسنامه دبستان کرولالهای باغچه بان در 14 اسفند 1328 شمسی به تصویب رسید و در آن برنامه آموزش پنج سال ابتدایی که توسط باغچه بان نوشته شده است دیده می شود .

 

  اولین ساختمان مخصوص شاگردان ناشنوا در یوسف آباد

  چون دبستان کرولالهای باغچه بان واقع در خیابان انقلاب خیابان رامسر بیشتر از چهار کلاس نداشت به همت هئیت مدیره جمعیت حمایت کودکان کرولال در سال 1334 شمسی کلنگ نخستین ساختمان مخصوص ناشنوایان در زمینی در نبش میدان کلانتری منطقه یوسف آباد زده شد و در آغاز سال تحصیلی 1336-1337 شمسی به مرحله بهره برداری کامل رسید. بدینوسیله میدان کلانتری در تاریخ آموزش و پرورش ناشنوایان ایران نقشی ممتاز و فراموش نشدنی یافته و با نام دبستان کرولالهای باغچه بان عجین شده است .

  اولین دوره یک ساله تربیت معلم به سال 1335 شمسی در دبستان باغچه بان تشکیل شد و به خاطر تداوم برگزاری این دوره تحت نظارت دخترش ثمینه باغچه بان خیال آن بزرگمرد از این بابت آسوده گردید و تمام همت خویش را صرف دو کتاب ارزشمند تحت عنوان روش آموزش کرولالها و حساب کرد که شامل آخرین نظریات آموزشی اش می باشد و در سالهای 1343 و 1344 شمسی به چاپ رسید. سرانجام سازمان برنامه و بودجه به امور مالی دبستان کرولالهای باغچه بان توجه بیشتر کرد و دکتر عبدامجید مجیدی در اسفند 1344 شمسی دستور مهم تاریخی صادر کرد که از اول سال 1345 شمسی کد بودجه ای در بودجه کل کشور به نام آن دبستان گشایش یابد. این دستور تاریخی بدون شک باغچه بان را که تمام هم و غم خود را صرف جمع آوری اعانه برای مدرسه خویش می کرد و از شاگردان کرولال به طور رایگان ثبت نام می کرد خوشحال و سرافراز ساخت. او در این دوره جمعیت سلام را برای بزرگداشت نیکوکاران در زمان حیاتشان تاسیس کرد و جزوه ارزشمند آدمی اصیل را در بیان ارزش نیکی و نیکوکاری منتشر کرد تا از این راه فرهنگ قدرشناسی و نیکوکاری را در جامعه ترویج بدهد زیرا بدرستی تشخیص داد که تا این گونه فرهنگ نباشد از پیشرفت خبری نیست .

  باغچه بان عاشق زندگی و تجلیات آن بود و تا لحظه آخر زیبایی های جهان را می ستود و به آن درود می فرستاد و سر انجام با آن همه کوشش و تلاش بی نظیر در سن 80 سالگی پس از یک بیماری کوتاه چهار روزه در حالیکه افکار و اعمال پاکش مورد تائید مقامات فرهنگ دوست و افراد خیر قرار گرفته بود به تاریخ چهارم آذر سال 1345 شمسی چشم از جهان فانی فرو بست و ناشنوایان ایران را در اندوهی ابدی فرو برد .

  در مجموع می توان گفت باغچه بان مردی خود ساخته و مبتکر و خلاق و فعال بود که بدون داشتن تحصیلات تخصصی و عالی و بر خلاف مدعیان امروزی با فکری آزاد و اندیشه ای بارور در راه مقاصد انسان دوستانه خود پیش رفت و همانگونه که خود گفته است هر آنچه می دانست محصول جهاد فکر و عرفان او بود .

 

  بعد از در گذشت جبار باغچه بان مدیریت دبستان کرولالهای باغچه بان بر عهده دختر بزرگش ثمینه باغچه بان گذاشته شد که در گسترش آموزش و پرورش ناشنوایان در ایران نقش مهمی داشت .

 

 

دفعات مشاهده: 14741 بار   |   دفعات چاپ: 3389 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 800 بار   |   1 نظر



نظرات کاربران

نظر ارسال شده توسط نام يا پست الكترونيك در تاریخ ۱۳۸۹/۸/۱۷
سلام
از اطلاع رسانی شما ممنونم .

م . از شیراز


کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb