| تاریخ ارسال: 1404/12/26 |
به یاد شهید صفیه علیقورچی، قهرمان و ملیپوش پیشین تیم والیبال نشسته


همزمان با جنگ تحمیلی سوم خبر شهادت خانم قوره چی در بمباران های تهران تاسف فراوان را برای همه اعضای «جامعه معلولان ایران» را به همراه داشت.
خانم قورچی از کارکنان فعال جامعه معلولان ایران بود و همواره در پیگیری مشکلات اعضای این جامعه تلاش فراوانی می کرد.
پایگاه اینترنتی شمعدانی شهادت خانم صفیه علی قورچی این بانوی پرتلاش و دلسوز را به خانواده ایشان، اعضای جامعه معلولان ایران و همه افراد دارای معلولیت تسلیت عرذض می نماید.
گفته بود: «باور کنید اصلا سخت نیست! من مرگ را یک بار دیدهام...»
زیر بمباران تهران، در بحبوحهی سومین جنگ تحمیلی به ایران، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، پیش از آنکه به مراسم احیا برود با یکی، دو تا از خواهرها درد و دل کرده بود. برای آقا محمود، شوهر خواهرش، ماجرای خداحافظیاش با تیم ملی والیبال نشسته و ورزش قهرمانی را تعریف کرده بود.
صفیه که خانواده، دوستان و همتیمیهای والیبالنشسته، همه او را «شیرین» صدا میکردند، در ۴۷ سالگی، دُرُست یک شب پیش از شهادتاش در بمباران خیابان جاجرودی رسالت، به خانواده گفته بود: «از مرگ نترسیم، شبیه یک خواب است...»
آنچه امروز با هم میخوانیم، روایت آرمیدن شیرین در قطعهی ۴۲ معراج شهداست؛ دختری که هرگز از مرگ نهراسید...
روی ماهش پیدا بود
منیژه علیقورچی، در حالیکه هنوز تلخی وداع با خواهر در صدایش آشکار است، میگوید: «دوشنبه بود. هجدهم اسفند، حوالی ساعت ۱۴:۴۵، صدای انفجار آمد.
خواهرم شیرین، برای انجام کاری بیرون رفته بود. میخواست سر راه به پمپ بنزین و کارواش نزدیک خانه هم برود. هر چه تلاش کردم موفق به تماس نشدم.»
منیژه با بغض ادامه میدهد: «ما چند کوچه، با خیابان جاجرودی رسالت فاصله داشتیم. وقتی رسیدیم، قیامتی بر پا بود. چند مجتمع مسکونی ویران شده بود. اسکلت ساختمانها و آنهایی که مثل ما پی عزیزی یا عزیزانی میگشتند... صحنههای غمانگیز و لحظات بسیار سختی بود.
عاقبت شیرین را پیدا کردیم. سرد و بیجان. غرق در خون. از ماشین پیاده شده و موج انفجار او را پرتاب کرده بود. شاید باورتان نشود، صورت خواهرم آسیب ندیده و روی ماهش پیدا بود...»
منیژه پس از سکوتی کوتاه، یاد خاطرات دورشان میافتد: «خواهرم حدود سال ۱۳۹۰ تصادف شدیدی کرد. به کما رفت. سه ماه درگیر شکستگی و بیمارستان بود. پس از خروج از کما همیشه میگفت: «من از مرگ برگشتهام، همه چیز در یک لحظه تمام میشود و میرویم. به همین سادگیست. ای کاش خوب برویم...
او با وجود محدودیتهای جسمی، ۲۷ سال کار و به دوستان دارای معلولیتاش خدمت کرد. یکی از عادتهای خوباش دستهبندی و یادداشتبرداری از پروندههای کاری بود.
و کار من هم این روزها شده، مرور همین یادداشتها... با خواندنشان متوجه شدهام که چقدر پیگیر امور ورزشی و سایر مسائل مربوط به معلولین بود.
حتی در یادداشتهایش دیدم، سهمیه فیش حجی را که هدیه گرفته، به فرد دیگری هدیه داده و در نامهاش به سازمان مربوطه، دلیل انصرافش را مشکلات و مشغله عنوان کرده است، در حالی که آرزوی رسیدن به چشمه آب زمزم را داشت و خواب آن را دیده بود...»
اولین نشان زنان والیبال نشسته ایران
لیلی توکلی، نایب رئیس وقت انجمن والیبال نشسته فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولین در تماس تلفنی میگوید: «یاد همهی شهدای ایران گرامی باد! با وجود اینکه چند سالیست در بخش بانوان انجمن حضور ندارم اما همچنان خاطراتی که با ورزشکاران داشتم، فراموش نشدنیست.
این دخترها عزیز ما بودند. شیرین تقریبا از دختران نسل اولی والیبال نشسته ایران به شمار میرفت.
او و همتیمیهایش سال ۱۳۸۷، در مسابقات آسیا-اقیانوسیه شانگهای ۲۰۰۷، موفق به ایستادن بر سکوی سومی و کسب اولین مدال بانوان والیبال نشسته ایران شدند.
بعدتر هم نشان برنز بازیهای پاراآسیایی گوانگجو ۲۰۱۰ را گرفتند.
شیرین، در مسابقات آسیایی و بینالمللی متعددی افتخارآفرین شد. در زمین رقابت، از بازیکنان خوب بود. با غیرت و جوانمردی رفتار میکرد. شاید مهمترین ویژگیاش روی خوش و حسن خلق بود. وقتی ورزشکار تازه واردی به اردوی تیم ملی دعوت میشد، به همکاران سفارش میکردم، بازیکن جدید را در اتاق شیرین اسکان دهند. اهل گلایه و شکایت نبود، همدل و صبور بود و میشد با خیال راحت از او کمک گرفت.
متاسفانه به دلیل تصادف و عوارض آن، سال ۱۳۹۰، به ناچار از ورزش قهرمانی خداحافظی کرد.»
برای پرچم
مژگان نصیری نایبرئیس فدراسیون ورزشهای جانبازان و توانیابان، از توانمندیهای شیرین یاد میکند: «شهیده علیقورچی که انشاءالله روحش قرین رحمت خداوند باشد، در سالهای حضور خود در تیم ملی، دختری سرزنده، پر تلاش و با اراده بود و بارها همراه تیم ملی بانوان والیبال نشسته موفق شد پرچم مقدس کشورمان را در رقابتهای مختلفی به اهتزار درآورد.
او پس از پایان ورزش حرفهای به عنوان بازیکن، با گذراندن دورههای مربیگری و داوری عرصههای جدیدی را نیز تجربه کرد و در نهایت با کنارهگیری از ورزش، به ادامهی فعالیتهای خیریه و اجتماعی در حوزه زندگی افراد دارای معلولیت پرداخت.»
منبع: جام جم
خانم قورچی از کارکنان فعال جامعه معلولان ایران بود و همواره در پیگیری مشکلات اعضای این جامعه تلاش فراوانی می کرد.
پایگاه اینترنتی شمعدانی شهادت خانم صفیه علی قورچی این بانوی پرتلاش و دلسوز را به خانواده ایشان، اعضای جامعه معلولان ایران و همه افراد دارای معلولیت تسلیت عرذض می نماید.
گفته بود: «باور کنید اصلا سخت نیست! من مرگ را یک بار دیدهام...»
زیر بمباران تهران، در بحبوحهی سومین جنگ تحمیلی به ایران، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، پیش از آنکه به مراسم احیا برود با یکی، دو تا از خواهرها درد و دل کرده بود. برای آقا محمود، شوهر خواهرش، ماجرای خداحافظیاش با تیم ملی والیبال نشسته و ورزش قهرمانی را تعریف کرده بود.
صفیه که خانواده، دوستان و همتیمیهای والیبالنشسته، همه او را «شیرین» صدا میکردند، در ۴۷ سالگی، دُرُست یک شب پیش از شهادتاش در بمباران خیابان جاجرودی رسالت، به خانواده گفته بود: «از مرگ نترسیم، شبیه یک خواب است...»
آنچه امروز با هم میخوانیم، روایت آرمیدن شیرین در قطعهی ۴۲ معراج شهداست؛ دختری که هرگز از مرگ نهراسید...
روی ماهش پیدا بود
منیژه علیقورچی، در حالیکه هنوز تلخی وداع با خواهر در صدایش آشکار است، میگوید: «دوشنبه بود. هجدهم اسفند، حوالی ساعت ۱۴:۴۵، صدای انفجار آمد.
خواهرم شیرین، برای انجام کاری بیرون رفته بود. میخواست سر راه به پمپ بنزین و کارواش نزدیک خانه هم برود. هر چه تلاش کردم موفق به تماس نشدم.»
منیژه با بغض ادامه میدهد: «ما چند کوچه، با خیابان جاجرودی رسالت فاصله داشتیم. وقتی رسیدیم، قیامتی بر پا بود. چند مجتمع مسکونی ویران شده بود. اسکلت ساختمانها و آنهایی که مثل ما پی عزیزی یا عزیزانی میگشتند... صحنههای غمانگیز و لحظات بسیار سختی بود.
عاقبت شیرین را پیدا کردیم. سرد و بیجان. غرق در خون. از ماشین پیاده شده و موج انفجار او را پرتاب کرده بود. شاید باورتان نشود، صورت خواهرم آسیب ندیده و روی ماهش پیدا بود...»
منیژه پس از سکوتی کوتاه، یاد خاطرات دورشان میافتد: «خواهرم حدود سال ۱۳۹۰ تصادف شدیدی کرد. به کما رفت. سه ماه درگیر شکستگی و بیمارستان بود. پس از خروج از کما همیشه میگفت: «من از مرگ برگشتهام، همه چیز در یک لحظه تمام میشود و میرویم. به همین سادگیست. ای کاش خوب برویم...
او با وجود محدودیتهای جسمی، ۲۷ سال کار و به دوستان دارای معلولیتاش خدمت کرد. یکی از عادتهای خوباش دستهبندی و یادداشتبرداری از پروندههای کاری بود.
و کار من هم این روزها شده، مرور همین یادداشتها... با خواندنشان متوجه شدهام که چقدر پیگیر امور ورزشی و سایر مسائل مربوط به معلولین بود.
حتی در یادداشتهایش دیدم، سهمیه فیش حجی را که هدیه گرفته، به فرد دیگری هدیه داده و در نامهاش به سازمان مربوطه، دلیل انصرافش را مشکلات و مشغله عنوان کرده است، در حالی که آرزوی رسیدن به چشمه آب زمزم را داشت و خواب آن را دیده بود...»
اولین نشان زنان والیبال نشسته ایران
لیلی توکلی، نایب رئیس وقت انجمن والیبال نشسته فدراسیون ورزشهای جانبازان و معلولین در تماس تلفنی میگوید: «یاد همهی شهدای ایران گرامی باد! با وجود اینکه چند سالیست در بخش بانوان انجمن حضور ندارم اما همچنان خاطراتی که با ورزشکاران داشتم، فراموش نشدنیست.
این دخترها عزیز ما بودند. شیرین تقریبا از دختران نسل اولی والیبال نشسته ایران به شمار میرفت.
او و همتیمیهایش سال ۱۳۸۷، در مسابقات آسیا-اقیانوسیه شانگهای ۲۰۰۷، موفق به ایستادن بر سکوی سومی و کسب اولین مدال بانوان والیبال نشسته ایران شدند.
بعدتر هم نشان برنز بازیهای پاراآسیایی گوانگجو ۲۰۱۰ را گرفتند.
شیرین، در مسابقات آسیایی و بینالمللی متعددی افتخارآفرین شد. در زمین رقابت، از بازیکنان خوب بود. با غیرت و جوانمردی رفتار میکرد. شاید مهمترین ویژگیاش روی خوش و حسن خلق بود. وقتی ورزشکار تازه واردی به اردوی تیم ملی دعوت میشد، به همکاران سفارش میکردم، بازیکن جدید را در اتاق شیرین اسکان دهند. اهل گلایه و شکایت نبود، همدل و صبور بود و میشد با خیال راحت از او کمک گرفت.
متاسفانه به دلیل تصادف و عوارض آن، سال ۱۳۹۰، به ناچار از ورزش قهرمانی خداحافظی کرد.»
برای پرچم
مژگان نصیری نایبرئیس فدراسیون ورزشهای جانبازان و توانیابان، از توانمندیهای شیرین یاد میکند: «شهیده علیقورچی که انشاءالله روحش قرین رحمت خداوند باشد، در سالهای حضور خود در تیم ملی، دختری سرزنده، پر تلاش و با اراده بود و بارها همراه تیم ملی بانوان والیبال نشسته موفق شد پرچم مقدس کشورمان را در رقابتهای مختلفی به اهتزار درآورد.
او پس از پایان ورزش حرفهای به عنوان بازیکن، با گذراندن دورههای مربیگری و داوری عرصههای جدیدی را نیز تجربه کرد و در نهایت با کنارهگیری از ورزش، به ادامهی فعالیتهای خیریه و اجتماعی در حوزه زندگی افراد دارای معلولیت پرداخت.»
منبع: جام جم
کلیدواژه ها: فلج اطفال | توانبخشی | ضایعه نخاعی | مددکاری | بهداشت فردی | سلامت | معلولین | اپلیکیشن | حقوق | توان یابان | افراد دارای معلولیت | معلولان | معلول | آسیب نخاعی | قطع عضو | جانبازان | هوش مصنوعی |
مطالب مشابه
دفعات مشاهده: 38 بار |
دفعات چاپ: 4 بار |
دفعات ارسال به دیگران: 0 بار |
0 نظر
شمعدانی کیست؟
- پایگاه اینترنتی معلولان ایران ـ شمعدانی ـ به منظور اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به تک تک افراد جامعه کشورعزیزمان ایران راه اندازی شده است.
شمعدانی به یک درد مشترک می پردازد. - درد قریب به بیست میلیون شهروند ایرانی یعنی " معلولیت " ؛ شهروندانی که با موضوع معلولیت دست به گریبانند حال یا خود عضوی دچار معلولیت دارند یا یکی و شاید دو یا سه یا ... نفر از اعضای خانواده اشان معلولیت دارند یا عضو تیم بزرگ و دلسوز توانبخشی ایران می باشند.
- در شمعدانی می توانید از اهم اخبار معلولان، مناسب سازی محیط های شهری ( چه در همین تهران خودمان و چه در روستای خود شما)، بحث و جدلهای دولتمردان درباره معلولان، ورزش، قوانین و مقرارت کشوری و بین المللی، مقاله های مفید و سودمند و هر مطلبی مرتبط با معلولیت آگاه شوید.
اشتراک در خبرنامه
لطفاً نشاني پست الكترونيك خود را برای دريافت اطلاعات و اخبار پايگاه در كادر زير وارد كنيد.
آمار سایت
- كل کاربران ثبت شده: 53 کاربر
- کاربران حاضر در وبگاه: 0 کاربر
- ميهمانان در حال بازديد: 43 کاربر
- تمام بازديدها: 26615369 بازدید
- بازديد 24 ساعت قبل: 1573 بازدید







