خاطره های رنگی

خاطره های رنگی

جهانبخش صادقی

یک روز پاییزی در گالری کوچک و با صفای جهانبخش ساعتی با خوردن چای و شیرینی و خاطراتی رنگی در شمال تهران سپری شدند. امسال در روز جهانی معلولین به دیدار آقای صادقی رفتم. مدت طولانی بود که ایشان را ندیده بودم.
جهانبخش صادقی را اکثر مردم می شناسند و از نقاشی های زیبای او لذت برده اند. در واقع با او آشنایند اما از نزدیک دیدن او و با او صحبت کردن جلوه دیگری دارد که هرگز از پشت لنز دوربین های تلویزیونی و صفحه های کاهی و گاهی رنگی روزنامه ها نمی تواند منتقل شود.
مهربان، آرام، امیدوار و متین بر روی صندلی چرخدارش دراز کشیده و روزهای خوب زندگی با خاطرات رنگی او مرور می شوند.
امواج طوفانی آخرین وداع رومئو و ژولیت آنچنان در گالری کوچک جهانبخش جا خوش کرده اند که هر بیننده را این تابلوی شگرف با  خود می برد.
آنان که اهل ذوقند و روح لطیف تر از روزمزگی های تهران بزرگ دارند اگر سری به گالری کوچک جهانبخش بزنند. می توانند در رویای های خود خاطراتی رنگین تر از همیشه را نقاشی کنند.
مهربانی نگاه جهانبخش و کلام آرام او با زندگی پویای نشسته در بوم های نقاشی اش آن چنان در هم آمیخته اند که در کنار او می توانی نجوای فرشتگان را  بشنوی و روحت را برای لحظه ای از زندگی سیاه و سپید رها کنی و با پرواز پرندگان ساکن بر روی بوم به اوج بودن و هستی برسی. آهسته ، لطیف و آرام در درونت بگویی:  حی حی الله

دفعات مشاهده: 7042 بار   |   دفعات چاپ: 2269 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 695 بار   |   0 نظر



کد امنیتی را در کادر بنویسید    

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb