بامداد با راز و نیایش : جمعه 3 مهرماه 1394

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۷/۳ | 

بامداد با راز و نیایش
جمعه 3 مهرماه 1394


 امروز,
صبح را زودتر از گنجشک ها آغاز می کنم ...
بیدار می شوم تا آشتی نسیم و برگ درختان را تماشا کنم و به همه آنهایی که فراموش شده اند، فکر کنم.
بر می خیزم تا دروازه های آسمان را به روی پنجره های بسته ی زندگی بگشایم ...
هنوز امید در کوچه باغ صبح قدم می زند. هنوز بوی خوشبختی را می شود از گلوی گلدان ها بویید ...
من پر از سلام های تازه ام ...
همرازان سلام
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
 مهربان پروردگارم....
سجاده ام را به سمت قبله نیازت می گشایم
 تا ذره ذره وجودم را به معراج
نگاهت، پرواز دهم
 می ایستم به قامت، دربرابرت تاعظمتت راسپاس گویم
 به رکوع می روم تا بزرگی ات را به یاد بیاورم
 و به سجده می افتم تا بر بندگی ام مهر عشق بزنم…
چه آرامش وصف ناپذیری در نگاه توست
چه لحظه های مهرافروزی در ذکر یادت…
پروردگارا! دستان دعایم را
 به عرش الهیت برسان ،
 وباردیگر  چشمان باران زده ام را غافلگیرانه بگیر
 میخواهم نامت را یکریز بگویم .....
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
همرازم؛
 به خاطر بسپاریم ...
حضور هیچ انسانی در زندگی ما اتفاقی نیست ،خداوند در هر حضوری رازی را برای کمالمان پنهان کرده است،پس خوشا بحالمان اگر آن راز را دریابیم !!!

روزتان معطر به عطر عشق🌹

دفعات مشاهده: 2093 بار   |   دفعات چاپ: 488 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر




کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2018 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb