پارالمپیک برزیل را با یک پا تجربه می کنم

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۴/۶/۱ | 

بازیکن تیم ملی والیبال نشسته بانوان:
پارالمپیک برزیل را با یک پا تجربه می کنم

 لذت زندگی من ورزش است


گنبدکاووس- بازیکن تیم ملی والیبال نشسته بانوان تمرین برای حضور در پارالمپیک برزیل را تنها برنامه کاری خود عنوان می کند و امیدوار است تیم ملی در اولین حضور خود در این رقابت ها روی سکو برود.
به بهانه روز تولدش به سراغش رفتیم. متولد اول شهریور ۱۳۶۲ است. می گوید: به سن قانونی رسیده بودم و خودم باید رضایت می دادم تا پایم به دلیل توموری که در آن وجود داشت قطع شود یا نه؟ برادرم می گفت: یک پایت قطع شود در کنار ما هستی و زندگی می کنی اما اگر رضایت ندهی ممکن است.... الان از وضعیتم راضی هستم. به پارالمپیک برزیل فکر می کنم.

زهرا دانایی طوس، بازیکن تیم ملی والیبال نشسته بانوان از همان سال اول فعالیتش در والیبال نشسته به تیم ملی راه پیدا کرد. همراه تیم ملی در رقابت های آسیایی شرکت کرد و با هم تیمی هایش تیم ملی والیبال نشسته بانوان ایران را برای اولین بار راهی پارالمپیک برزیل کرد. در حال حاضر هم صبح ها در یک دفترخانه اسناد رسمی مشغول کار است و بعدازظهر ها تمرین می کند تا در پارالمیپک هم به روی سکو برود.

AWT IMAGE

فکر می کردم این حرفا فقط توی فیلم ها است

می گوید زندگیش از ۱۸ سالگی به بعد رنگ و بوی دیگری گرفت. تا قبل از ۱۸ سالگی را ساده زندگی کرده است. اتفاق خاصی یادش نمی آید.

از شروع بیماری اش تعریف می کند: خودم وقتی متوجه یک توده توی زانوهایم شدم خیلی جدی نگرفتم. با اصرار خانواده پیش دکتر رفتم. دکتر گفت که دیر متوجه شده ام. فکر می کردم این حرفا فقط توی فیلم ها است. نمونه برداری ها شروع شد. دکترها گفتند که تومورم خوش خیم است و با شیمی درمانی کوچکتر می شود. در همین مدت درمان، تومورم ۱۰ سانتی متری به سمت بالا حرکت کرده بود. چند جلسه شیمی درمانی کردم. نمی دانم چطور شد که آخرین عکس نهایی ام همه چیز را عوض کرد. تومورم خیلی هم خوش خیم نبود. پرونده های پزشکی ام خارج رفت. سرت را درد نیاورم باید پای چپم را قطع می کردم. به سن قانونی رسیده بودم و باید خودم رضایت می دادم. ۱۳ سال است که عضوی از بدنم را از دست داده ام اما خودم زنده هستم و زندگی می کنم.

زهرا از بعد از عمل جراحی و قطع پایش می گوید: تیر ماه ۱۳۸۲ بود. گاهی اوقات فکر می کنم که کاش رضایت نمی دادم. شاید اصلا تومورم تکان نمی خورد و با دو پا زندگی می کردم. اما احساسم لحظه ای است. نمی گذرارم در وجودم ریشه دار شود. گروه پزشکی از عمل ابراز رضایت می کردند. راستش را بخواهید خودم وقتی به هوش آمدم خیلی سخت بود اما خیلی روحیه خوبی داشتم. خانواده ام خیلی ناراحت بودند. دکترها به آن ها می گفتند که مریض شما بیشتر از شما روحیه دارد. به هرحال زندگیم دوباره شروع شد. انگار متولد شده بودم. این بار با یک پا.

تعریف می کند که یک ماه بعد از قطع پایش برایش پروتز سفارش دادند چرا که بیمار با روحیه ای بوده است: «عملم خوب انجام شده بود. هیچ بیماری آنقدر زود با پروتز راه نمی رود. اما من اوضاع خوبی داشتم. با پروتز هم خیلی خوب راه می رفتم. پروتز قلق دارد که چطوری از پله و خیابان رد شوی. خوب یاد گرفته بودم. بعضی ها تعجب می کردند. در بعضی جشنواره های معلولین از من می خواستند تا برایشان توضیح دهم چگونه خوب راه می روم.

 

بعد از یک سال تمرین والیبال به تیم ملی دعوت شدم

ورزشکار پارالمپیکی شهرستان گنبدکاووس که فعالیت های اجتماعی خود را از سال ۱۳۸۴ با تئاتر شروع کرده، در نهایت سر از ورزش درآورده است. در جشنواره بین المللی تئاتر فجر در قزاقستان مقام دوم را به دست آورد. سال ۱۳۸۵ وارد دانشگاه شد و سال ۱۳۸۷ یک دوره کارآموزی در دفترخانه گذراند و از همان سال مشغول به کار در آن جا شد.

سال ۱۳۸۹ تیم ملی والیبال نشسته آقایان در گنبدکاووس اردو داشت. بنرهای برگزاری اردو را دیده بود و بعد برای دیدن تمرین به سر تمرین آن ها رفت. مشاور تیم ملی آقای دوانلو گنبدی بود. بعد از صحبت با وی زهرا هم کار ورزشی خودم را شروع کرد. یک سال بعد هم به اردوی تیم ملی دعوت شد. خودش هم فکر نمی کرد با قطع عضو پا مسیر زندگی اش این گونه عوض شود.

ورزش این روزها همه خواب و خوراک زهرا شده است، ورزشکاری که این روزها مسافت طولانی خانه تا باشگاه را برای رسیدن به هدفش طی می کند می گوید: اولین تجربه بازی های برون مرزی من با تیم فولاد ماهان اصفهان در سال ۱۳۹۰ در جام باشگاه های آسیا بود. جزو ۱۲ نفر اصلی نبودم. یکی از بازیکنان تیم ماهان ازدواج می کند و از حضور در مسابقه انصراف می دهد و من جایش می روم. تجربه خیلی خوبی بود. همه به من می گفتند که خیلی خوش شانس هستم. به عنوان نفرات اصلی و به عنوان پاسور حضور داشتم که خیلی در موفقیت های بعدی ام کمک کرد.

روی سکو رفتن پارالمپیک دور از دسترس نیست

از او در خصوص رقابت های پارالمپیک و رقیبانش می پرسم؟ می گوید: اگر بتوانیم تا برگزاری پارالمپیک اردوهای خوبی داشته باشیم و تمرین کنیم روی سکو رفتن سخت نیست. گاهی بازیکنان می گویند از چین، سِت و امتیاز گرفتن سخت است. اما من همیشه نظرم این است اگر بخواهیم از چین هم که قهرمان جهان است می شود امتیاز گرفت و حتی بُرد. در مسابقات آسیایی اینچئون در گیم دوم که ژاپن از ما خیلی جلو بود به هم تیمی هایم گفتم اگرمی خواهید حوادث تلخ سال های گذشته برای شما تکرار نشود بازی خودتان را کنید. بازیکنی نیستم که استرس بگیرم اما در همان بازی ما در گیم چهارم باید می بردیم. ما ۲۳ به ۲۱ جلو بودیم. واقعا نمی توانستم بازی کنم. خودم گفتم که تعویضم کنند. در امتیاز ۲۴ تعویض شدم که خدارو شکر بچه ها امتیاز ۲۵ را گرفتند و ما نائب قهرمان شدیم.

از او می پرسم چقدر به عنوان یک ورزشکار ملی پوش در شهرش شناخته شده است. می خواهم بدانم نگاه ها به او در شهر چگونه است؟ او هم می گوید: خیلی ها در گنبدکاووس من را می شناسند. ماه رمضان امسال یک برنامه و گزارش از زندگی ام گرفته شد و در شبکه استانی پخش شد. همان برنامه خیلی تاثیر گذاشت. مسئولین و ورزشی ها هم که همیشه لطف دارند و می شناسند. الان به شرایط عادت کرده ام و خیلی اذیت نمی شوم. نگاه اطرافیان هم مثبت است. خیلی ها تشویقم می کنند. خودم هم تا جایی که بتوانم کسانی که مشکلی دارند را تشویق به فعالیت و حضور در اجتماع می کنم.

زهرا دانایی طوس

باید با همین کمبودها موفق شویم

زهرا از حمایت مسئولین راضی است. مشکلات ورزش را طبیعی می داند و ادامه می دهد: باید با همین کمبودها موفق شویم. من به کسانی که مثل من نقص عضوی دارند می گویم با در خانه نشستن مشکلی حل نمی شود. هر کسی که مثل من و یا امثال من است باید اعتماد به نفس داشته باشد. کاری را شروع کند. حالا می خواهد کار هنری باشد یا ورزشی. فرقی نمی کند. حتی در بین ورزش ها هم ورزش های زیادی است که می توانند انجام دهند.

ورزشکار المپیکی شهرستان گنبدکاووس که به عنوان نادب رئیس هیات جانبازان و معلولین شهرستان هم فعالیت می کند از پتانسیل و ظرفیت های ورزشکاران در ان منطقه حرف می زند: آقایان عاشوری و غلامی تا جایی که ممکن است در هیات شرایط را فراهم کرده اند تا بتوانیم ورزش کنیم و فعالیت داشته باشیم. هیئت جانبازان معلولین گنبد ۵ قهرمان ملی پوش دارد که نشان از همین پتانسیل های خوب است.

او از شغلش در دفترخانه هم راضی است و از همکاران و مدیر مجموعه تشکر می کند که با مرخصی های ورزشی او مشکلی ندارند. زهرا می گوید: معلولین جسمی حرکتی ۳٪ سهمیه برای استخدام در ادارات دولتی را دارند و علاوه بر آن به واسطه شرکت در مسابقات آسیایی نیز کلیه ورزشکاران حاضر در این رقابت ها در اولویت استخدام هستند ولی هنوز اقدام خاصی در این راستا نیز انجام نشده، البته شخصا هم پیگیری کرده ام ولی تا کنون به درخواست من پاسخی داده نشده است.

از او می پرسم واقعا دوست داشتی سالم بودی؟ برای لحظه ای خنده لبانش کمرنگ می شود و می گوید: راستش را بخواهید گاهی اوقات حسی دارم که کاش سالم بودم. ولی این حس لحظه ایی است و همیشه بامن نیست. از وضعیتم راضی هستم. بیشتر بازیکنان تیم ملی فلج اطفال بوده اند. گاهی اوقات آن ها به من می گویند که تو لذت دویدن، کوه رفتن و خیلی از کارهای دیگر را چشیده ای. گاهی دوست دارم دوباره این لذت ها را داشته باشم. اما الان لذت زندگی من همین ورزش و افتخارات ورزشی است.

منبع: مهر

دفعات مشاهده: 1695 بار   |   دفعات چاپ: 464 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر



کد امنیتی را در کادر بنویسید    

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به شمعدانی | پایگاه اینترنتی معلولان ایران می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2015 All Rights Reserved |

Designed & Developed by : Yektaweb